سلام
سلامی به گرمی خورشید دلهای شما
با چند خبر جدید در خدمت شما هستم
اول اینکه بازی رده بندی و فینال جام ولی عصر(عج) امروز ساعت ۱۶ برگزار می شه.
دوم اینکه امشب مراسم جشن پرشورتر هست و هم تکیه قائم مراسم جالبی داره وهم تکیه امام حسین(ع) با آمدن زهیر سازگار حال و هوای دیگری خواهد داشت.
و سوم اینکه فردا آش نذری روبروی تکیه قائم یادتون نره !!!
یهودیان و انتظار
یهودیان که خود را پیروان حضرت موسی علیه السّلام می دانند نیز، منتظر موعودند.در آثار دینی یهود، و اسفار تورات، و دیگر کتابهای انبیاء آنان، همواره به موعود اشاره شده است.
چون یهودیان، به حضرت مسیح علیه السّلام ایمان نیاوردند، و در نتیجه موعود آنان هنوز ظهور نکرده است. اگر در مجموع آنچه در آثار مقدّس یهودی نظیر کتابهای دانیال پیامبر، صََفَنیای پیامبر و اشعیای پیامبر آمده تأمل شود، چهره سه موعود، در آنها ترسیم می شود:
حضرت مسیح علیه السّلام، حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم و حضرت مهدی (عج).
از آنجا که این قوم، نه به حضرت مسیح علیه السّلام و نه به حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم، به هیچ کدام نگرویدند، باید از دیگر منتظران،منتظر تر باشند، و بیشتر به انتظار و آمادگی برای ظهور فکر کنند و از این همه ظلم و خیانت و انسان کشی دست بردارند و از عواقب ظلم و ستم بترسند.
در روایات آمده که جماعتی از یهودیان گرد «دجّال» را می گیرند و با ظهور مهدی (عج) و فرود آمدن عیسی و کشته شدن دجّال، آنان نیز قتل عام می شوند و دامنه تاریخ و دامن بشریّت از وجود آن جماعت ناپاک، پاک می گردد. («خورشید مغرب»، ص 55و 56)
از عشق رخش درتب و تابیم هنوز
وزلعل لبش مست و خرابیم هنوز
ترسم که میسر نشود روز وصال
عمریست که سرگشته و خوابیم هنوز
تولّد قائم (عج)
حضرت مهدی (عج) در شب جمعه، نزدیک اذان صبحِ روز پانزدهم شعبان سال 255 هـ.ق در زمان حکومت معتمد عباسی، به هنگام قِرِان اکبر، در برج قوس، به طالع 25 درجه از برج سرطان، در شهر سامرّا متولّد شد. («اثباة الهداة»، ج 7، ص 137 - «ینابیع المودّة»، ص 452)
برخی ولادت حضرت حجّت (عج) را سال 256 هـ . ق ذکر کرده اند. اقوالی که در سال ولادت آن حضرت ذکر شده، در این بیت آمده است:
مولد نور حق امام زمان (عج) «نور» یا «نهر»، سال آن میدان
(بر اساس «حروف ابجد»، کلمات «نور» و «نهر» به ترتیب بیانگر اعداد 256 و 255 هستند)
تولّد آن حضرت را جز عدّه ای خاص نمی دانستند و برای نوع دوم مخفی بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتیان غاصب و ستمگر زمان قرار گیرد.
حکیمه خاتون عمّه ی امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: «روز پنجشنبه، شب نیمه ی شعبان، به منزل برادرم رفتم. هنگام مراجعت، امام عسکری علیه السلام فرمود: «عمّه جان! امشب را نزد ما باش، امشب فرزندی متولّد می شود که خداوند زمین را به علم و ایمان و هدایت او زنده گرداند». بالاخره ماندم. صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون پدید آمد، او را در بر گرفتم، امام علیه السلام فرمود: سوره ی قدر را بخوان، مشغول خواندن سوره ی قدر شدم، شنیدم که آن کودک در شکم مادر، در خواندن سوره با من همراهی می کند. در این موقع پرده ای بین من و آنها افکنده شد، دیگر نرجس را نمی دیدم، از آنجا سراسیمه دور شدم و نزد امام علیه السلام آمدم.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: برگرد، برگشتم. در نرجس نوری را مشاهده کردم که دیده ام را خیره کرد و امام زمان (عج) را دیدم، رو به قبله به سجده افتاده، سپس دستش را بلند کرده و می گفت:
«أشْهَدُ أنَّ لا الهَ إلاّ الله، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَه وَ انْ جَدّی رَسولُ الله وَ اَنْ ابی امیرَ الْمؤمِنینَ وَصیَّ رَسولُ الله»
بعد یکایک امامان را شمرد تا به خودش رسید و فرمود:
«اللّهُمَّ اَنْجِزْلی وَ عَدْتَنی وَ اتْمَمْ لی اَمْری وَ ثَبِّتْ وَ طَأتی وَ امْلاَء الاْرْضِ بی عَدلاً و قِسْطاً»
: (خداوندا وعده ی نصرت که به من فرموده ای وفا کن و امر خلافت و امامت مرا تمام کن و استیلاء و انتقام را از دشمنان ثابت گردان و زمین را به سبب من از عدل و داد پر کن)
او را نزد پدر بردم، همینکه نظرش بر پدر افتاد سلام کرد. حضرت او را به دست گرفت، و زبان مبارک بر دو دیده اش مالید و در دهان و هر دو گوشش زبان گردانید و او را بر کف دست چپ نشانید و دست چپ نشانید و دست بر سرش کشید و فرمود: ای فرزند! به قدرت الهی سخن بگو.
صاحب الامر (عج) استعاذه کرد و فرمود:
«بسم الله الرحمن الرحیم، و نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفوا فِی الارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الارْضِ و نُریَ فِرعَونَ وَ هامانِ وَ جُنودَ هُما مِنْهُمْ ماکانوا یَحْذَرونَ» (قصص/5و6)
: اراده ی ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین، نعمت بخشیم و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم، حکومتشان را پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان آنها آنچه را بیم داشتند از این گروه نشان دهیم.
امام قائم (عج) هنگامی که متولّد شد، پاک بود و هیچگونه آلودگی نداشت و در بازوی راستش این آیه نوشته بود:
«وَ قُلْ جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ، انَّ الباطِلُ کانَ زَهوقاً» (اسراء/81)
: (و بگو حق آمده و باطل نابود شد، حتماً باطل نابود شدنی است.)
قال امامنا موسی بن جعفر(علیه السلام):
طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبلنا فی غیبة قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البرائة من اعدائنا اولئک منا و نحن منهم قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه فطوبی لهم ثم طوبی لهم و هم والله معنا فی درجاتنا یوم القیامة.
امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند:
خوشا به حال شیعیان ما که در دوران غیبت قائم ما به رشته ولایت ما چنگ می زنند بر ولایت و دوستی ما و همچنین به برائت از دشمنان ما ثابت می مانند آن ها از ما و ما از ایشان هستیم، آن ها به امامت ما خرسند و ما از شیعه بودن آن ها خرسندیم، پس خوشا به حال آن ها به خدا سوگند آن ها فردای قیامت با ما و در درجات ما هستند. منبع: کمال الدین، ج 2، ص 361